محمدعثمان حسین بر؛ بهروز روستاخیز
دوره 8، شماره 3 ، پاییز 1396، ، صفحه 1-24
چکیده
بارداری، زایمان و آنچه که به موقعیت مادری ختم میگردد، با مجموعهای از عوامل، عناصر و پدیدهها معنی مییابد؛ یکی از این موارد، بایدها یا نبایدهای غذایی است که فرد موظف به رعایت آنها میگردد. توصیههای مزبور را باید توصیههای یک فرهنگ دانست؛ فرهنگی که در این معنی، خود را در تهیه و مصرف مجموعهای از خوراکیها باز مینماید. ...
بیشتر
بارداری، زایمان و آنچه که به موقعیت مادری ختم میگردد، با مجموعهای از عوامل، عناصر و پدیدهها معنی مییابد؛ یکی از این موارد، بایدها یا نبایدهای غذایی است که فرد موظف به رعایت آنها میگردد. توصیههای مزبور را باید توصیههای یک فرهنگ دانست؛ فرهنگی که در این معنی، خود را در تهیه و مصرف مجموعهای از خوراکیها باز مینماید. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال فهم دلالتهایی بوده است که میتوان از تأمل بر تکاپو جهت این تهیه و مصرف، برداشت نمود. این پژوهش با حرکت از نوعی دیدگاه نظری چند سطحی، بر اساس رویکردی کیفی و به شیوة مردمنگاری در پهنهای جغرافیایی از زاهدان تا نواحی شمالی استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که این دلالتها صرفاً بر کارکرد زیستی- طبی توصیههای غذایی مزبور که بیشتر معطوف به پس از زایمان است، تأکید ندارد. تهیه و مصرف برخی از خوراکیها مانند کاچی سیستانی که ترکیب منحصر به فردی در مقایسه با سایر نسخههای مشابه است، در حال حاضر دلالتهایی را باز مینماید که باید با نوعی نگاه نمادین و معنیشناختی، تفسیر گردند. این خوراکیها علاوهبر آنکه نشانگذاری یک رخداد را تسهیل میکنند، زمینهای جهت خلق یک هویت مادرانه و نیز فراتر از آن، زمینهای جهت برجستهسازی مرزها و تمایزات دیگر نیز میباشند.