ثمره صفی خانی؛ خدیجه سفیری
چکیده
در این نوشتار، آموزه غیبت به عنوان یک ایده موعودگرایانه از خلال تفاسیر زیارتکنندگان مسجد جمکران مطالعه گردید و نشان داده شد که موعودگرایی متاثر از نوعِ نگاه سوژه به پایان هستی (یا تاریخ) و نوعِ رستگاریِ مورد انتظار، در یک صورت نمادین تفسیر میشود. با وامگیری دستگاه مفهومی لاکان، سوژهها، مفسرانی در نظر گرفته شدند که این ایده ...
بیشتر
در این نوشتار، آموزه غیبت به عنوان یک ایده موعودگرایانه از خلال تفاسیر زیارتکنندگان مسجد جمکران مطالعه گردید و نشان داده شد که موعودگرایی متاثر از نوعِ نگاه سوژه به پایان هستی (یا تاریخ) و نوعِ رستگاریِ مورد انتظار، در یک صورت نمادین تفسیر میشود. با وامگیری دستگاه مفهومی لاکان، سوژهها، مفسرانی در نظر گرفته شدند که این ایده را در ساحت نمادین صورتبندی میکنند؛ این صورتبندی از طریق دو فانتزی 1. تحقق جامعهای عاری از هرگونه بیعدالتی و 2. تحقق جامعهای عاری از هرگونه فساد، میل به همانانگاری را در جهت جبرانِ فقدان بنیادی ناشی از غیبت منجی ایجاد میکند. پیامد این میل در فانتزی اول، تفسیر آموزه غیبت در صورت نمادین اسطورهای است و نقش سوژه برای جبران این فقدان، شرکت در مناسکی چون خواندن نماز و دعا برای ظهور منجی در نظر گرفته میشود. در فانتزی دوم اما، آموزه غیبت در صورت نمادین علمی تفسیر میشود و نقش سوژه برای جبران فقدان، مبارزه با مصادیق فساد از طریق امر به معروفها و نهی از منکراتی است که فرایند تکوینی ظهور را تند یا کند میکنند.