محمد سعید ذکایی؛ مهدی امیدی
چکیده
در این مقاله به بررسی رابطه میان مفاهیم و پدیدارهای دین، مصرف، شهر و زندگی روزمره پرداختهایم. بدین منظور حلقه ارتباطی میان آنها با استناد به نظریات جدید علوم اجتماعی و آرای صاحبنظران این عرصه شناسایی شده و اهمیت آنها در جهان معاصر و به تبع آن نظریات جدید علوم اجتماعی از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق با اتکا ...
بیشتر
در این مقاله به بررسی رابطه میان مفاهیم و پدیدارهای دین، مصرف، شهر و زندگی روزمره پرداختهایم. بدین منظور حلقه ارتباطی میان آنها با استناد به نظریات جدید علوم اجتماعی و آرای صاحبنظران این عرصه شناسایی شده و اهمیت آنها در جهان معاصر و به تبع آن نظریات جدید علوم اجتماعی از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق با اتکا به نگرهای چند وجهی و متکثر، پیوندهای میان دین و مصرف را از خلال سعی آنها برای معنادار کردن زندگی روزمره و هویت بخشی به سوژه جهان جدید بررسی کردهایم. از این منظر سوژه جهان مدرن به مثابه امری متکثر و برخوردار از امکان برساخت هویت بازنمایی شده است که در دل نظم زندگی روزمره کلانشهری و با اتکا بر انواع نیروهای موجود در فضای مدرن به خویشتن خویش معنا میبخشد. دین و مصرف در قالب نیروهای دینداری و مصرفگرایی، در پی به دست گرفتن انحصار تفسیرگری و معناسازی زندگی روزمره و از این مسیر هویت بخشی به سوژه کلانشهری هستند. با اتکا به چنین منظری است که این مقاله به دنبال بررسی ابعاد متکثر، مبهم، پیچیده و غیر قابل تقلیل رابطه دین و مصرف در زندگی روزمره شهری بوده است.
محمد سعید ذکایی؛ مهدی امیدی
دوره 8، شماره 2 ، تابستان 1396، ، صفحه 19-44
چکیده
در مقاله حاضر در پی بررسی جایگاه مصرف در زیست جهان شهروندان تهرانی هسنیم. در این مسیر بر جایگاه مصرف در منظومه تجارب زیسته شهروندان و نقش آن در شکل دادن به فضاهای شهری تهران و هویتهای سیال موجود در این کلانشهر تمرکز نموده و تاثیر مصرف در برساخت هویت شهر و شهروندان را مورد بررسی قرار دادهایم. این تحقیق با استفاده از روش نظریه مبنایی ...
بیشتر
در مقاله حاضر در پی بررسی جایگاه مصرف در زیست جهان شهروندان تهرانی هسنیم. در این مسیر بر جایگاه مصرف در منظومه تجارب زیسته شهروندان و نقش آن در شکل دادن به فضاهای شهری تهران و هویتهای سیال موجود در این کلانشهر تمرکز نموده و تاثیر مصرف در برساخت هویت شهر و شهروندان را مورد بررسی قرار دادهایم. این تحقیق با استفاده از روش نظریه مبنایی و از خلال مشاهده میدانی مشارکتی و مستقیم و همچنین مصاحبه با 31 نفر از شهروندان تهرانی انجام شده و در نهایت یافتههای بررسی در قالب هشت مقوله اصلی و تعدادی مقوله فرعی سازمان یافتهاند. پل زدن میان سطوح تحلیلی به جای باقی ماندن در سطح خرد یا کلان و همچنین اتخاذ رویکردی چند وجهی برای بررسی وجوه پارادوکسیکال مصرف، از جمله ویزگیهای تحقیق و شیوه بررسی حاضر هستند. تکثر تقلیل ناپذیر نیروهای موثر بر مصرف و هویتهای چند پاره و فضاهای شهری مرتبط، نشانهای شدن مصرف و استقلال نسبی پرکتیسهای مصرفی از عمل مصرف و همینطور وجود رابطه دیالکتیکی میان مصرف و چارچوبهای محدود کننده و جهت دهنده به رفتارها و ذهنیتهای مصرفی و همزمانی تثبیت و فراگذشتن از این چارچوبها در قالب دیالکتیک مصرف از یافتههای تحقیق حاضر هستند.
محمد حسین حسنی؛ محمد سعید ذکایی؛ ابوتراب طالبی؛ علی انتظاری
دوره 8، شماره 1 ، بهار 1396، ، صفحه 23-44
چکیده
در سال های اخیر پژوهش های قابل توجهی در موضوع سبک زندگی انجام شده است که مفهوم سازی های نامناسب و خلط مفهومی سبک زندگی با مفاهیم نزدیک، از جمله مشکلات برخی از این پژوهش ها به شمار می آیند. هدف از این مقاله پالایش فضای مفهومی سبک زندگی و ارائه مفهوم سازی دقیق از سبک زندگی فرهنگی است. بدین منظور، با استفاده از روش اسنادی و تکنیک ...
بیشتر
در سال های اخیر پژوهش های قابل توجهی در موضوع سبک زندگی انجام شده است که مفهوم سازی های نامناسب و خلط مفهومی سبک زندگی با مفاهیم نزدیک، از جمله مشکلات برخی از این پژوهش ها به شمار می آیند. هدف از این مقاله پالایش فضای مفهومی سبک زندگی و ارائه مفهوم سازی دقیق از سبک زندگی فرهنگی است. بدین منظور، با استفاده از روش اسنادی و تکنیک تحلیل مفهومی، ابتدا ارتباط میان فرهنگ، خرده فرهنگ، مصرف و سبک زندگی بررسی و سپس با تحلیل وجوه مشترک تعاریف موجود، تعریف روشن تری از سبک زندگی و سبک زندگی فرهنگی ارائه شده است. یافته ها نشان می دهد که سبک زندگی به معنی الگوی کنش های روزمرۀ مطعوف به مصرف و تولید فرهنگی، اجتماعی و مادی با مفاهیمی نظیر فرهنگ، خرده فرهنگ و مصرف همبسته است و با آنها همپوشانی جزئی و یا کلی دارد. سبک زندگی به سه مقوله فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تفکیک است؛ در حالی که سبک زندگی اجتماعی به تولید و مصرف روابط اجتماعی معطوف است، سبک زندگی اقتصادی شامل تولید و مصرف مادی است و سبک زندگی فرهنگی نیز به الگوی کنش های روزمره معطوف به مصرف و تولید محتوای نمادین راجع است.
محمد سعید ذکایی؛ آرام نوری
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، ، صفحه 105-128
چکیده
مرزها به عنوان زمینههایی برای کنشهای انسانی، زندگی روزمره مردمان مناطق مرزی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تجربیات ویژهای را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مردمان ساکن در این مناطق رقم زدهاند. ادراک مفهوم مرز برای مردمان منطقه مرزی همراه با درگیری با چنین وضعیتهایی است و با توجه به این نوع تجربیات ...
بیشتر
مرزها به عنوان زمینههایی برای کنشهای انسانی، زندگی روزمره مردمان مناطق مرزی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تجربیات ویژهای را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مردمان ساکن در این مناطق رقم زدهاند. ادراک مفهوم مرز برای مردمان منطقه مرزی همراه با درگیری با چنین وضعیتهایی است و با توجه به این نوع تجربیات است که ادراک آنها از زندگی شکل میگیرد. هدف این پژوهش این است تا با استفاده از پارادایم تحقیق پدیدارشناسی تفسیری به بررسی معانی و ادراکات مردمان شهر نوسود از زندگی در منطقه مرزی پرداخته و چگونگی زندگی مرزنشینی را در بیناذهنیتهای آنها بررسی کند. واحدهای نمونه در این پژوهش با استفاده از نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند که پس از انتخاب 33 مصاحبه شونده، حجم نمونه به اشباع رسید. تکنیک گردآوری دادهها در این پژوهش، مصاحبههای عمیق-ساختارنیافته، مشاهده مشارکتی و یادداشتهای میدانی بودهاند. در نهایت با استفاده از روش تحلیل دادهها بر مبنای طرح ونمانن، شش تم اصلی برای بیان تجارب زیسته مردمان منطقه مرزی شهر نوسود و نحوه معنایابی آنها، از دادهها بیرون کشیده شدند. تمهای اصلی در این پژوهش شامل: «در مرکز سیکل دلهره و اضطراببودن(بهواسطه شرایط اضطرابزا احاطهشدن)»، «کنترل نداشتن بر اوضاع و احساس سردرگمی»، «از مرکز توجهات دور بودن(احساس فراموششدگی)»،«درگیر بودن با نگرشهای عمومی»،«استراتژیهای سازگاری»، «تلاش برای فهم عوامل اثرگذار» میشوند.به طور کلی، یافتههای این پژوهش بیانگر این است که تجربه زندگی مرزنشینی برای شرکت کنندگان در این پژوهش، از تفاوتهای فرهنگی و زبانی که چالشها، مشکلات و نگرانیها را تشدید میکنند، الهام میگیرد. وارد شدن این عناصر در گستره معانی پاسخگویان موجب میشوند تا مشکلات و نگرانیها این امکان را پیدا کنند که در موقعیتی دیگر مطرح شوند. پاسخگویان در تلاش برای فهم مشکلات و سختیهای زندگیشان معنای جدیدی به آنها میدهند و از این طریق روابطی را بین خود و دیگران شکل میدهند که در نهایت مرزهای هویت قومی آنها را بازنمایی میکنند.
محمدسعید ذکایی؛ محمد فتحی نیا
دوره 4، شماره 4 ، زمستان 1392، ، صفحه 29-54
چکیده
این مقاله روایت پربینندهترین سریالهای ایرانی را، با محوریت مسائل جوانان در فاصلة سالهای 1383 تا 1393 و روابط بیننسلی (روابط جوانان و افراد بزرگسال با تأکید بر والدین)، با بهرهگیری از عناصر مدل لابوف بررسی میکند. یافتههای این بررسی حاکی از آن است که سه الگوی توافق نسلی، تغییر نسلی (تفاوت، تزاحم، و تعامل همزمان)، ...
بیشتر
این مقاله روایت پربینندهترین سریالهای ایرانی را، با محوریت مسائل جوانان در فاصلة سالهای 1383 تا 1393 و روابط بیننسلی (روابط جوانان و افراد بزرگسال با تأکید بر والدین)، با بهرهگیری از عناصر مدل لابوف بررسی میکند. یافتههای این بررسی حاکی از آن است که سه الگوی توافق نسلی، تغییر نسلی (تفاوت، تزاحم، و تعامل همزمان)، و شکاف یا گسست نسلی به صورت پنهان یا آشکار در سریالهای مورد بررسی بازنمایی شده است. در این میان، تنها الگویی که در آن هم نگرش و رفتار جوانان و هم نگرش و رفتار افراد بزرگسال در همة موارد خوبنمایی شده الگوی توافق نسلی است. علاوه بر این، در سایر الگوها نیز رفتارهای حاکی از احترام جوانان به افراد بزرگسال (به رغم تفاوت ارزشهای بنیادین) و رفتارهای حاکی از خیرخواهی بزرگسالان برای جوانان، که به شیوهای مناسب بروز یافتهاند، خوبنمایی شده است. در موارد بدنماییشده نیز مسئله به اشتباهات فردی جوانان یا افراد بزرگسال نسبت داده شده که با نصیحت یا کمک فرد بزرگی فیصله یافته و در غیر این صورت عواقب وخیمی داشته است. چنین رویکردی به روابط نسلی حاکی از آن است که صدا و سیما اهمیت این مسئلة اجتماعی را تا سطح مسئلهای فردی کاهش داده است. بهنظر میرسد که این نحوة عمل در سریالهای تلویزیونی تا حدی متأثر از سیاستهای صدا و سیما در حوزة روابط بیننسلی باشد. سیاستهایی که با تأکید بر ممنوعیت «دستهبندی یا رودررو قراردادن نسلها» و نیز «نمایش دعوا، مشاجرات، و اختلافات حاد خانوادگی (حتی در قالب طنز)» در سریالهای تلویزیونی، بیشتر مایل به مسکوتگذاشتن این مسئله است تا پرداختن به ابعاد مختلف آن به عنوان یک مسئلة اجتماعی