حمید سجادی
چکیده
نظریههای امنیت اجتماعی بر هویت، ارزشها و باورهای جامعه بهعنوان اساس جامعهبودگی که انسجام و بقاء جامعه درگرو آن است، تاکید دارند. امنیت اجتماعی، مفهومی زمینهمند است که درهر جامعهای با ابتنای بر دغدغههای اساسی و انسجامبخش آن جامعه صورتبندی میشود. بنابهاین مهم امنیت اجتماعی موضوع پژوهشهای بسیاری در جامعه ایران ...
بیشتر
نظریههای امنیت اجتماعی بر هویت، ارزشها و باورهای جامعه بهعنوان اساس جامعهبودگی که انسجام و بقاء جامعه درگرو آن است، تاکید دارند. امنیت اجتماعی، مفهومی زمینهمند است که درهر جامعهای با ابتنای بر دغدغههای اساسی و انسجامبخش آن جامعه صورتبندی میشود. بنابهاین مهم امنیت اجتماعی موضوع پژوهشهای بسیاری در جامعه ایران بوده است. بااین حال تنوع و تفرق یافتههای پژوهشها که هر یک وجهی از این مفهوم را موضوع تحقیق خود قرار دادهاند، دستیابی به تعریفی فراگیر از امنیت اجتماعی را ناکام گذاشته است. با این وصف مقاله پیشرو با رویکردی توصیفی و تحلیلی و بکارگیری روش فراترکیب، تلاش دارد تا گستره متنوع پژوهشهای این حوزه را احصاء و نتایج را بصورت نظاممند تجزیه و تحلیل کرده و با ترجمه آنها به-یکدیگر، تفسیری جامع از این مفهوم در جامعه ایران را ارائه کند. دادهها به شیوه اسنادی جمعآوری شد. براساس یافتههای پژوهش؛ مطالعات امنیت اجتماعی در هشت محور احساسامنیت، ارزشهای اسلامی، نیروی انتظامی، فضای شهری، خانواده، زنان، رسانههای جمعی و هویت طبقهبندی شدند. ارائه تفسیریجامع از امنیتاجتماعی با جایابی گستره دغدغههای اساسی جامعه در ذیل مفهوم بسط یافته هویت-مدرن، اسلامی و ایرانی- پیگیری شد. نتیجه این که توازن عناصر هویتساز جامعه ایرانی مبنای امنیتاجتماعی و عدم تعادل آنها ناامنیاجتماعی است.
سعید تیموری؛ اسماعیل کاوسی؛ عباسعلی قیومی
چکیده
امروزه، فرهنگ شهروندی به عنوان مؤلفهی کلیدی توسعه اجتماعی و فرهنگی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. از سویی تحقق مفهوم و شکل گیری ایده شهروندی، نیازمند وجود بستری مناسب می باشد که از آن به عنوان جامعه مدنی یاد میشود. کیفیت مشارکت شهروندان در امور جامعه، از شاخصهای اساسی توسعه یافتگی و از الزامات اساسی سرمایه اجتماعی در هر ...
بیشتر
امروزه، فرهنگ شهروندی به عنوان مؤلفهی کلیدی توسعه اجتماعی و فرهنگی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. از سویی تحقق مفهوم و شکل گیری ایده شهروندی، نیازمند وجود بستری مناسب می باشد که از آن به عنوان جامعه مدنی یاد میشود. کیفیت مشارکت شهروندان در امور جامعه، از شاخصهای اساسی توسعه یافتگی و از الزامات اساسی سرمایه اجتماعی در هر جامعه مدنی است. عناصر کلیدی فرهنگ شهروندی، همواره از طرف محققان و صاحب نظران، از گذشته تا کنون مورد بحث قرار گرفته است. از ضروریات دستیابی به شاخصهای توسعه، تعیین میزان نهادینه شدن فرهنگ شهروندی میباشد. در این پژوهش به منظور ارایه مدل توسعه فرهنگ شهروندی در کلان شهر تهران، با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی؛ با شناسایی 787 کد مفهوم، کدگذاری و دسته بندی آنها در سه مرحله نهایتا 173 شاخص اصلی؛ در شش بعد و 23 مولفه، تبیین و با استفاده از تکنیک دلفی سه مرحله ای در بین 18 نفر از خبرگان علمی و اجرایی، این شاخص ها مورد جرح و تعدیل قرار گرفت. نهایتا مدل توسعه فرهنگ شهروندی در کلان شهر تهران در شش بعد مفهوم فرهنگ و شهروندی، مدیریت شهری و شهرداری، تربیت و آموزش شهروندی، اخلاق شهروندی، حقوق شهروندی، مشارکت شهروندی ارائه شد.
رحمان باقری؛ اسفندیار غفاری نسب
چکیده
هدف تحقیق حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محلهی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفهی زبان است. لذا، از رویکرد کیفی، روش نمونهگیری گلولهبرفی، مصاحبههای نیمهساختیافته و عمیق با 17 نفر استفاده شد. مصاحبهها با روش تحلیل تماتیک، تحلیل گردیدند. براساس یافتهها، تعلق و پایبندی، بازاندیشی و بازتعریف زبان ...
بیشتر
هدف تحقیق حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محلهی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفهی زبان است. لذا، از رویکرد کیفی، روش نمونهگیری گلولهبرفی، مصاحبههای نیمهساختیافته و عمیق با 17 نفر استفاده شد. مصاحبهها با روش تحلیل تماتیک، تحلیل گردیدند. براساس یافتهها، تعلق و پایبندی، بازاندیشی و بازتعریف زبان (لَکی)، در بین نسل اول و دوم و نیز بین زنان و مردان مهاجر یکسان نیست که شرایط متفاوت جامعهپذیری، نقش مهمی در آن دارد؛ برخلاف جامعه مبدأ، جامعهی میزبان بخش مهمی از هویتیابی و فرهنگپذیری را بهعهدهی فرد گذاشته که علاوه بر تفاوتهای فردی، تفاوت نسلی را در شکلدهی به هویت برجسته میکند. بدینترتیب با گذشت زمان و جایگزینی نسلها، هویت فرهنگی تازهای شکل گرفته که از مسیر زبان میگذرد. اکنون نوعی راهبرد یکپارچهسازی (هویت پیوندی) اساس فرایند فرهنگپذیری مهاجرین است و با توجه به ویژگی سیال هویت، ممکن است در آینده جای خود را به مفهوم راهبردیِ همگونی فرهنگی بدهد.
سودابه یوسفی فضل؛ مصطفی مهرآیین؛ منصور وثوقی
چکیده
هدف اصلی این مقاله ارائه الگویی از سیر تحول سوژه مدرن (با تاکید بر نظریات دکارت و کانت)به سوژه پساساختارگرا و پسامدرن با توجه به دو بعد یکپارچگی و خودبنیادی سوژه در معنای کلاسیک آن و همچنین بررسی نسبت سوژه با امر اجتماعی در رویکرد نظری ژولیا کریستوا می باشد.سویه های اجتماعی نظریه کریستوا، او را از دیگر پساساختارگرایان و پیشگامان ...
بیشتر
هدف اصلی این مقاله ارائه الگویی از سیر تحول سوژه مدرن (با تاکید بر نظریات دکارت و کانت)به سوژه پساساختارگرا و پسامدرن با توجه به دو بعد یکپارچگی و خودبنیادی سوژه در معنای کلاسیک آن و همچنین بررسی نسبت سوژه با امر اجتماعی در رویکرد نظری ژولیا کریستوا می باشد.سویه های اجتماعی نظریه کریستوا، او را از دیگر پساساختارگرایان و پیشگامان نظری خود جدا میسازد.در این بررسی نظری به این مسئله میپردازیم که چگونه کریستوا به کشف ساختارهای ناهمگون در عرصه زبان، سوژه و جامعه در یک کلیت نظری میپردازد وچگونه از طریق مرکزیتزدایی در هر یک این عرصهها به بازیابی ابعاد اجتماعی، روانی و زبانی سوژه نائل میشود. نهایتا این مقاله به لزوم پیوند امر نشانهای و نمادین درهر یک از سطوح اجتماعی، روانی و زبانی و دررابطه پویای ذهن و زبان و جامعه پرداخته و شرح میدهد که چگونه مباحث نظری مرتبط با جایگشت نظام های نشانهای و نمادین میتواند راهگشای تبیین گفتمان هویتی و اجتماعی باشد.