بازنمایی معنا و تجربه خالکوبی در میان زنان جوان

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه شناسی، دانشگاه یزد،

2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه یزد

چکیده

خالکوبی ریشه در آیین­های کهن دارد که در دوره های مختلف در معنای مناسک گذار، کنش زیباشناختی و هویتی استفاده شده است. نوشته­ها و نقوش خالکوبی دال بر بازنمایی معانی مختلف از بدن است. پژوهش حاضر در جست­و­جوی دلایل و تفسیر زنان از اقدام به خالکوبی است. در این پژوهش از روش نظریه­ داده بنیاد برای اجرا و تحلیل داده­ها استفاده شد. مشارکت­کنندگان این پژوهش را 12 نفر از زنان 19 تا 36 سال شهر یزد هستند که با استفاده از نمونه­گیری هدفمند به روش در دسترس انتخاب کردیم. متن مصاحبه­ها را از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل و در قالب هفت مقوله­ اصلی سازماندهی کردیم. این مقولات شامل: معنابخشی، لذت­جویی، بیان خویشتن، بدن هنجارمند، تأثیر همجواران، بخش­های رؤیت­پذیر و منع عرف و سنت است. در نهایت با یکپارچه­سازی مقولات اصلی، مقوله­ نهایی رابا عنوان«خودتعیین­گری هنجارشکنانه» ساختیم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Representation of the Meaning and experience of Tattoo by Young Woman

نویسندگان [English]

  • Hossein Afrasiabi 1
  • Tahereh Shariatinasab 2
1 Associate Professor of Sociology, Yazd University,
2 Department of social sciences, Yazd University
چکیده [English]

Tattoos are rooted in ancient social rite, which in the past were treated as rite of passage, but nowadays, most signify aesthetic concepts and acts of protest. These bodily writings testify to the representation of various functions of the body and an example of individual agency in the right to control and ownership of the body. The present research seeks to explore women’s reasons and interpretation of tattoo and its meaningful redefinition. In this research, the qualitative method and Grounded theory were used for implementation and data analysis. The participants of this research were 12 women from 19 to 36 years old in Yazd who were selected by purposeful sampling method. The collected data from semi-structured interviews were analyzed during open, axial, and selective coding process, which obtained 8 main categories. These categories include connote, self-expression, normative body, influence of neighbors (contact impact or juxtaposition effect), observational parts, symbolic signifiers, pleasure seeking and the prevention custom and tradition, which ultimately, the final category of iconoclastic Self-determination derived from integration of the main categories.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tattoo
  • women
  • body
  • Self-determination
  • Body Imaging
. استراوس ، انسلم و کربین ، جولیت (1395). مبانی پژوهش کیفی : فنون و مراحل تولید نظریه زمینه ای ، ترجمه ی ابراهیم افشار ، تهران : نشر نی.

2. برتون ، دیوید (1392). جامعه شناسی بدن ، ترجمه ی ناصر فکوهی ، تهران : نشر ثالث.

3. بهزادی ، رقیه (1368). « خالکوبی از دیرباز تاکنون » ، چیستا ، ش 62 ، ص 196-180.

4. دیلینی ، تیم (1394). نظریه های کلاسیک جامعه شناسی ، ترجمه ی بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی ، تهران : نشر نی.

5. خاتون ، یکتا (1387). « و تنم دفتر نقاشی است. » ، گزارش ، ش 204 ، ص 46-44 .

6. صرامی ، عارفه (1395). « بررسی تاتو به عنوان هنر در ساختار فرهنگی و اجتماعی معاصر » ، پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان ، ش 11 ، ص 135-123 .

7. فراستخواه ، مقصود (1395). « روش تحقیق کیفی در علوم اجتماعی با تأکید بر نظریه ی برپایه ( گراندد تئوری ) » ، تهران : آگاه.

8. فکری بارکو سرائی ، رضا (1393). « تأثیر سبک زندگی زندانیان بر خالکوبی آنها از منظر مردم شناختی » ، ش 147 ، ص 49-45 .

9. قادر زاده ، امید و محمد پور ، احمد و غلامی ، احمد (1393). « خال کوبی و برساخت هویت فردی بازتابنده » ، مسائل اجتماعی ایران ، ش 1 ، ص 186-161 .

10. کتیرایی ، محمود (1345). از خشت تا خشت ، تهران : مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی.

11. لش ، اسکات (1383). جامعه شناسی پست مدرنیسم ، ترجمه ی حسن چاوشیان ، تهران : مرکز.

12. مرادی، علی (1396). « بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر خالکوبی مورد مطالعه شهر کرمانشاه »، پژوهش های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، ش16، ص 90-73 .

13. مهرابی، قاسم و رزاقی، محمد ابراهیم و یزدانی، فایزه (1395). « شناسایی انگیزه و دلایل خالکوبی ورزشکاران »، مدیریت ارتباطات در رسانه­های ورزشی، ش 12، ص 44-35 .

14.یزد خواستی، بهجت و ربانی، علی و اخلاصی، ابراهیم (1387). «مفهوم بدن در اندیشه­ فلسفی مرلوپونتی و چالش­های نظری در قرائت جامعه­شناختی آن»، معرفت، ش 126، ص 139-129.

 

 

Braunberger, C (2000). Revolting Bodies: The Monster Beauty of Tattooed Women. NWSA Journal.12(2):1-23.

Chapkis,W (1986).Beauty Secrets . Boston: South end Press.

Cockerham, W.C (2001). The Blackwell Companion to Medical Sociology. Oxford: Blackwell Publishers.

Firmin M, Tse L, Foster J, Angelini T. (2012).External Dynamics Influencing Tattooing Among College Students: A Qualitative Analysis. Journal of College Student Development. 53(1): 76-90.

Leader K.(2016). On the book of my body: Women, Power, and Tattoo Culture. Feminist Formation. 28(3): 174-195.

Mun M.J, Janigo A.K, Johnson P.K.K.(2012). Tattoo and the Self. Clothing and Textiles Research Journal. 30(2): 134-148.

Parry A. (2006). Tattoo: Secrets of a Strange Art. New York: Dover Publications.

Sanders C.R (1991). Memorial Decoration: Women, Tattooing, and the Meaning of Body Alteration. Michigan Quarterly Review. 30(1): 146-157.

Sanders, C., & Vail, D. A. (2008). Customizing the body: The art and culture of tattooing. Temple University Press.

Santos X. (2009). The Chicana Canvas: Doing Class, Gender, Race, and Sexuality through Tattooing in East Los Angeles. NWSA Journal.21(3): 91-120.

 Taliaferro, Charles and Mark Odden (2012). "Tattoos and the Tattooing Arts in Perspective." Tattoos: philosophy for everyone: I ink, therefore I am. Ed. Robert Arp. MA: Wiley-Blackwell.

Turner S.B.(2008). The Body and Society. Sage

Wilson E.(2003). Adorned in Dreams: Fashion and Modernity. London: I.B.Tauris & Co Ltd.