مژگان حسینی قمی
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 1-22
چکیده
با توجه به اهمیت بازار و نقش هنجارها و ارزشها در کنترل آن در تحقیق حاضر به بررسی برخی متغیرهای اجتماعی موثر بر هنجارهای اخلاق اقتصادی بازار پرداختیم. براین اساس از طریق پیمایش تعدادی نمونه از بازاریان تهران به صورت تصادف انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. امروزه فرد گرایی خودخواهانه و عقلانیت ابزاری در بازار تهران افزایش و در مقابل ...
بیشتر
با توجه به اهمیت بازار و نقش هنجارها و ارزشها در کنترل آن در تحقیق حاضر به بررسی برخی متغیرهای اجتماعی موثر بر هنجارهای اخلاق اقتصادی بازار پرداختیم. براین اساس از طریق پیمایش تعدادی نمونه از بازاریان تهران به صورت تصادف انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. امروزه فرد گرایی خودخواهانه و عقلانیت ابزاری در بازار تهران افزایش و در مقابل اعتماد متقابل و خاصگرایی موثر بر پایبندی به هنجارهای اخلاق اقتصادی کاهش یافته است. تغییر در ساختار نهادی بازار تهران موجب شده تا اخلاق اقتصادی کمرنگ و در نتیجه محیط اقتصادی بازار از ثبات کمتری برای بازاریان برخوردار شود.همچنین یافته ها نشان داد که "تغییرات ارزشی" با "تغییرات در پایبندی به هنجارهای اقتصادی" رابطه متوسط دارد (265/0). رابطهی بین "تغییرات خاصگرایی" و "تغییرات پایبندی به هنجارهای اقتصادی" نیز نشاندهندهی تغییری نسبتا قوی (425/0) و معنیدار هر دو متغیر در جهت مستقیم است. به این معنا که هر چه "تغییرات خاصگرایی" بیشتر شده،"تغییرات پایبندی به هنجارهای اقتصادی" نیز افزایش نشان داده است اما "تغییرات در فردگرایی خودخواهانه" از هر دو متغیر مذکور قویتر (673/0-) عمل کرده است. یعنی "تغییرات پایبندی به هنجارهای اقتصادی" به "تغییرات فردگرایی"، عکسالعمل قویتری نشان میدهد.
آرمان حیدری؛ عباس رمضانی باصری
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 23-45
چکیده
در سالهای اخیر چگونگی رابطه و نسبت مدرنیته و دین از مهمترین بحثها و چالشهای فکری و سیاستگذاری اندیشمندان و مدیران جامعه ایرانی بوده است. اما بیشتر این بحثها در سطح تحلیلهای نظری بوده و به صورت تجربی این رابطه کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر، با روش پیمایشی و بر اساس نظریههای بک فورد و گیدنز، به بررسیِ ...
بیشتر
در سالهای اخیر چگونگی رابطه و نسبت مدرنیته و دین از مهمترین بحثها و چالشهای فکری و سیاستگذاری اندیشمندان و مدیران جامعه ایرانی بوده است. اما بیشتر این بحثها در سطح تحلیلهای نظری بوده و به صورت تجربی این رابطه کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر، با روش پیمایشی و بر اساس نظریههای بک فورد و گیدنز، به بررسیِ رابطۀ جهتگیری ارزشی مدرن با هویت دینی دانشآموزان متوسطه شهر مرودشت، به تفکیک جنس، پرداخته است. روش نمونهگیری، روش نمونهگیریِ خوشهای چند مرحلهای بوده است. بر اساس نتایج تحقیق میانگین نمرۀ جهت گیری ارزشی مدرن و هویت دینی دختران در هر سه بعدعاطفی، اعتقادی و عملی بالاتر از میانگین نمرۀ پسران و معنیدار بوده است. همبستگی جهتگیری ارزشی مدرن با ابعاد اعتقادی و احساسی هویت دینی منفی و معنیدار بوده؛ اما همبستگی آن با بعد عملی و کلی هویت دینی معنیدار نبوده است. تفاوت جنسیتی هویت دینی پس از کنترل تأثیر متغیر جهت گیری ارزشی مدرن نیز معنی داربوده است. در کل بر اساس نتایج تحقیق به نظر میرسد، بر خلاف مفروضات رایج نظریه دنیوی شدن، رابطۀ بین جهتگیری ارزشی مدرن و هویت دینی، حداقل در بین پاسخگویان این تحقیق، نوعی رابطۀ تقابلی نبوده است.
هادی خانیکی؛ سید محمد مهدیزاده؛ سبحان یحیائی
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 47-79
چکیده
این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برونایستادگی» در مطالعات مخاطبشناسی رسانهای، به دنبال آن بوده است که چرایی برون ایستادگی رسانههای دولتی ایران -ترک آگاهانه و پرهیز عامدانه از مصرف رسانههای دولتی- را مورد مطالعه قرار دهد. این مقاله، با بهرهگیری از روششناسی تحلیل کیفی تعاملی(IQA) و با استفاده از ابزار مصاحبههای ...
بیشتر
این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برونایستادگی» در مطالعات مخاطبشناسی رسانهای، به دنبال آن بوده است که چرایی برون ایستادگی رسانههای دولتی ایران -ترک آگاهانه و پرهیز عامدانه از مصرف رسانههای دولتی- را مورد مطالعه قرار دهد. این مقاله، با بهرهگیری از روششناسی تحلیل کیفی تعاملی(IQA) و با استفاده از ابزار مصاحبههای عمقی و مصاحبهگروه کانونی، پس از انجام 29 مصاحبه عمقی انفرادی، اشباع نظری را حاصل نموده، و با انجام سه مصاحبهی گروه کانونی در گونههای مختلف برونایستادگان اعتراض-مقاومت، برون ایستادگان سرگرمیخواه ناراضی و برونایستادگان ابتذال، نموداری تعلیلی از محرکها و پیامدهای سیستم برونایستادگی، بر مبنای معانی ذهنی اظهارشدهی نمونههای مورد مطالعه را ارائه میدهد. پس از شناسایی 55 مفهوم در چرایی برونایستادگی در گام مصاحبههای عمقی انفرادی، این مفاهیم در مصاحبههای گروه کانونی هرگونهی برون ایستادگی مورد بحثهای کانونی تفصیلی قرار گرفت و بر مبنای آن، نمودار شماتیک تعلیل برونایستادگی در قالب نمودارهای SID ترسیم و ارائه گردیده است. نتایج حاصل از تحلیل کیفی تعاملی در مصاحبههای عمقی انفرادی و سه مصاحبهی گروه کانونی، نشان میدهد که دستیابی به آرامش اصلیترین عنصر پیامدی سیستم برونایستادگی و پرهیز از ایدئولوژی، اصلیترین مفهوم محرک سیستمی در میان برونایستادگان است.
سمانه خلیلی؛ خسرو باقری؛ نعمت الله فاضلی
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 81-103
چکیده
در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با ...
بیشتر
در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با عشق و عمل، بهره وری آگاهانه از غرب و نه تقلید کورکورانه، شناخت سنت با دیدی تاریخی و نقد و تحلیل آن و تدوین ایدئولوژی اسلامی تأسیسی و استقراری به پشتوانه اجتهاد و امر به معروف و نهی از منکر، دیدگاه سروش در زمینه اسلام تحقیقی به جای اسلام تقلیدی، بهره وری از فقه پویا و دیدگاه رجایی در زمینه چگونگی تلفیق این عناصر و پرهیز از فروکاستن آنها به دیگری در شکل گیری رویکرد تلفیقی متوازن نقش اساسی ایفا می نماید. این رویکرد که در برابر رویکرد تلفیق افتراقی و نامتقارن قرار داد؛ به نسبتی متوازن و مکمل بین جنبه ایرانی، اسلامی و غربی فرهنگ ایران اشاره دارد و طی مراحل واکاوی(تجسسی تاریخی در ابعاد مختلف فرهنگ ایران) ، سنجش (شناخت نقاط قوت و ضعف) و بازسازی شکل می گیرد.
محمد سعید ذکایی؛ آرام نوری
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 105-128
چکیده
مرزها به عنوان زمینههایی برای کنشهای انسانی، زندگی روزمره مردمان مناطق مرزی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تجربیات ویژهای را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مردمان ساکن در این مناطق رقم زدهاند. ادراک مفهوم مرز برای مردمان منطقه مرزی همراه با درگیری با چنین وضعیتهایی است و با توجه به این نوع تجربیات ...
بیشتر
مرزها به عنوان زمینههایی برای کنشهای انسانی، زندگی روزمره مردمان مناطق مرزی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تجربیات ویژهای را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مردمان ساکن در این مناطق رقم زدهاند. ادراک مفهوم مرز برای مردمان منطقه مرزی همراه با درگیری با چنین وضعیتهایی است و با توجه به این نوع تجربیات است که ادراک آنها از زندگی شکل میگیرد. هدف این پژوهش این است تا با استفاده از پارادایم تحقیق پدیدارشناسی تفسیری به بررسی معانی و ادراکات مردمان شهر نوسود از زندگی در منطقه مرزی پرداخته و چگونگی زندگی مرزنشینی را در بیناذهنیتهای آنها بررسی کند. واحدهای نمونه در این پژوهش با استفاده از نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند که پس از انتخاب 33 مصاحبه شونده، حجم نمونه به اشباع رسید. تکنیک گردآوری دادهها در این پژوهش، مصاحبههای عمیق-ساختارنیافته، مشاهده مشارکتی و یادداشتهای میدانی بودهاند. در نهایت با استفاده از روش تحلیل دادهها بر مبنای طرح ونمانن، شش تم اصلی برای بیان تجارب زیسته مردمان منطقه مرزی شهر نوسود و نحوه معنایابی آنها، از دادهها بیرون کشیده شدند. تمهای اصلی در این پژوهش شامل: «در مرکز سیکل دلهره و اضطراببودن(بهواسطه شرایط اضطرابزا احاطهشدن)»، «کنترل نداشتن بر اوضاع و احساس سردرگمی»، «از مرکز توجهات دور بودن(احساس فراموششدگی)»،«درگیر بودن با نگرشهای عمومی»،«استراتژیهای سازگاری»، «تلاش برای فهم عوامل اثرگذار» میشوند.به طور کلی، یافتههای این پژوهش بیانگر این است که تجربه زندگی مرزنشینی برای شرکت کنندگان در این پژوهش، از تفاوتهای فرهنگی و زبانی که چالشها، مشکلات و نگرانیها را تشدید میکنند، الهام میگیرد. وارد شدن این عناصر در گستره معانی پاسخگویان موجب میشوند تا مشکلات و نگرانیها این امکان را پیدا کنند که در موقعیتی دیگر مطرح شوند. پاسخگویان در تلاش برای فهم مشکلات و سختیهای زندگیشان معنای جدیدی به آنها میدهند و از این طریق روابطی را بین خود و دیگران شکل میدهند که در نهایت مرزهای هویت قومی آنها را بازنمایی میکنند.
مرضیه مختاری؛ منصور حقیقتیان
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، صفحه 129-159
چکیده
در این تحقیق با بهرهگیری از نظریههای جامعهشناسی بر اساس رویکرد پیش جامعهشناسی و مدرن عوامل اجتماعی مؤثر بر نحوه نگرش والدین به دوران کودکی در شهر اصفهان با تاکید بر ساخت قدرت در خانواده موردبررسی قرارگرفته است؛ مسئله اصلی در این تحقیق تحلیل عوامل اجتماعی است که در تشکیل و ساخت نحوه نگرش والدین به دوران کودکی مؤثرند و همچنین ...
بیشتر
در این تحقیق با بهرهگیری از نظریههای جامعهشناسی بر اساس رویکرد پیش جامعهشناسی و مدرن عوامل اجتماعی مؤثر بر نحوه نگرش والدین به دوران کودکی در شهر اصفهان با تاکید بر ساخت قدرت در خانواده موردبررسی قرارگرفته است؛ مسئله اصلی در این تحقیق تحلیل عوامل اجتماعی است که در تشکیل و ساخت نحوه نگرش والدین به دوران کودکی مؤثرند و همچنین توجه به روابط خانوادگی و کارکردهای آن می تواند راهکارهایی را برای مطلوب نمودن این نحوه نگرش در جامعه امروز ارائه نماید.این مطالعه به شیوه پیمایشی بر روی 384 نفر زن و مرد و با استفاده از تکنیک پرسشنامه دادههای مورد نیاز از مناطق 14 گانه شهر اصفهان را جمعآوری و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای مختلف آماری صورت گرفته است.نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که متغیرهای «نوگرایی»، «میزان کنترل اجتماعی» و«رسانه» به ترتیب دارای بیشترین تأثیر مثبت معنیدار و عامل «ساخت قدرت در خانواده» نیز دارای تأثیر منفی و معنیداری بر روی نحوه نگرش به دوران کودکی در جامعه مورد مطالعه بودهاند و نگرش به دوران کودکی در بین پاسخگویان در مناطق 14 گانه شهراصفهان تقریباً نگرشی تلفیقی و میانه میباشد.