بهادر باقری؛ سادینا امینی
دوره 6، شماره 1 ، بهار 1394، ، صفحه 25-43
چکیده
تاریخ ایران سراسر تاریخ خودکامگی شاهان و حاکمانی است که برای مردم (رعیت) تنها وظیفه قائل بودهاند و نه حق. مردمی که اجازۀ هیچگونه اعتراض و اظهار نظری نداشتهاند اما نقد و نظر آگاهانه و دردمندانۀ آنان نسبت به ارباب قدرت و حکومت در قالب ضربالمثلها بخوبی ثبت و ضبط شده است. امثالی که هم وظیفۀ طبقۀ حاکم و مردم نسبت به یکدیگر و هم ...
بیشتر
تاریخ ایران سراسر تاریخ خودکامگی شاهان و حاکمانی است که برای مردم (رعیت) تنها وظیفه قائل بودهاند و نه حق. مردمی که اجازۀ هیچگونه اعتراض و اظهار نظری نداشتهاند اما نقد و نظر آگاهانه و دردمندانۀ آنان نسبت به ارباب قدرت و حکومت در قالب ضربالمثلها بخوبی ثبت و ضبط شده است. امثالی که هم وظیفۀ طبقۀ حاکم و مردم نسبت به یکدیگر و هم ویژگیهای حاکمان شایسته و ناشایست را بیان میکند و از سویی آفرینش ذوق و اندیشۀ شاعران و نویسندگان بزرگ و نامدار؛ و از دیگر سوی، آیینۀ واقع نمای اندیشه، عاطفه و واکنش عامۀ مردم به زندگی و خوب و بد آن است و بسیاری از باورها و شکایتها که در ادبیات رسمی چندان مجال بروز نیافتهاست، به جد یا طنز در قالب کنایهآمیز، نمادین و کم خطر امثال، بخوبی بازتاب یافتهاست و میتوان ناب ترین و صادقانه ترین سخنان عامه و خواص زیرک تاریخ را در آنها رصد کرد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، با نگاهی کوتاه به فرهنگ سیاسی ایران و با بررسی ضربالمثلهای عامیانهای که مستقیماً به موضوع حکومت و سیاست (دو قوۀ مجریه و قضاییه) مربوطند، میکوشد ابعاد گونهگون مسأله را واکاود و نشان دهد.