رحمان باقری؛ اسفندیار غفاری نسب
چکیده
هدف تحقیق حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محلهی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفهی زبان است. لذا، از رویکرد کیفی، روش نمونهگیری گلولهبرفی، مصاحبههای نیمهساختیافته و عمیق با 17 نفر استفاده شد. مصاحبهها با روش تحلیل تماتیک، تحلیل گردیدند. براساس یافتهها، تعلق و پایبندی، بازاندیشی و بازتعریف زبان ...
بیشتر
هدف تحقیق حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محلهی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفهی زبان است. لذا، از رویکرد کیفی، روش نمونهگیری گلولهبرفی، مصاحبههای نیمهساختیافته و عمیق با 17 نفر استفاده شد. مصاحبهها با روش تحلیل تماتیک، تحلیل گردیدند. براساس یافتهها، تعلق و پایبندی، بازاندیشی و بازتعریف زبان (لَکی)، در بین نسل اول و دوم و نیز بین زنان و مردان مهاجر یکسان نیست که شرایط متفاوت جامعهپذیری، نقش مهمی در آن دارد؛ برخلاف جامعه مبدأ، جامعهی میزبان بخش مهمی از هویتیابی و فرهنگپذیری را بهعهدهی فرد گذاشته که علاوه بر تفاوتهای فردی، تفاوت نسلی را در شکلدهی به هویت برجسته میکند. بدینترتیب با گذشت زمان و جایگزینی نسلها، هویت فرهنگی تازهای شکل گرفته که از مسیر زبان میگذرد. اکنون نوعی راهبرد یکپارچهسازی (هویت پیوندی) اساس فرایند فرهنگپذیری مهاجرین است و با توجه به ویژگی سیال هویت، ممکن است در آینده جای خود را به مفهوم راهبردیِ همگونی فرهنگی بدهد.