فاطمه خوشنویسان؛ عباس عباس پور؛ نعمت الله فاضلی؛ محمدرضا نیستانی
دوره 9، شماره 3 ، پاییز 1397، ، صفحه 1-28
چکیده
پژوهش حاضر تحلیلی از وضعیت علوم انسانی در نسل سوم نظام دانشگاهی است. روش تحقیق کیفی از نوع اکتشافی، با رویکرد پدیدارشناسانه است. جامعه پژوهش متشکل از اساتید و متخصصان موضوعی در حوزه علوم انسانی و روش نمونهگیری هدفمند است که با توجه به معیارهای ورود به پژوهش با 12 نفر به حد اشباع نظری دادهها رسید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ...
بیشتر
پژوهش حاضر تحلیلی از وضعیت علوم انسانی در نسل سوم نظام دانشگاهی است. روش تحقیق کیفی از نوع اکتشافی، با رویکرد پدیدارشناسانه است. جامعه پژوهش متشکل از اساتید و متخصصان موضوعی در حوزه علوم انسانی و روش نمونهگیری هدفمند است که با توجه به معیارهای ورود به پژوهش با 12 نفر به حد اشباع نظری دادهها رسید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. محقق در پی پاسخ به این سؤال بود که علوم انسانی در نظام دانشگاهی ایران با چه چالشهایی مواجه است و برای کارآفرین کردن این علوم چه الزاماتی باید در نظر گرفت؟ اعتبار اطلاعات گردآوریشده از معیار ارزیابی لینکن و گوبا (1985) و روش دنزین (1978) و پاتون (1999) تائید شد. تجزیهوتحلیل دادهها استقرایی و با استفاده از روش هفت مرحلهای کولایزی (1978) انجام گرفت. یافتهها نشان داد 8 مورد از الزامات و ضرورتهای علوم انسانی کارآفرین شامل دانشآفرینی در آموزش، بازتعریف هویتی و اصلاح تصویر اجتماعی، مهارت آفرینی در آموزش، نهادینهسازی فرهنگ دانشگاهی والا، فرا رشتهای شدن، شناخت پیچیدگیها و فرصتها، توسعه دیالوگ به مثابه کارآفرینی، کارآفرینی علوم انسانی به مثابه ارزشآفرینی است. همچنین علوم انسانی در نظام دانشگاهی ایران با چالشهای محتوایی (محتوای انفعالی، تفاوت الگو واره ای)، ساختاری (استقلال علوم انسانی از سیاست، حمایت نهادی)،عاملیتی (راهبردهای آموزشی، نامعلمی) و زمینهای (فرهنگ دانشگاهی، شلوغکاری علوم زیستی-دقیقه) مواجه است.
سمانه خلیلی؛ خسرو باقری؛ نعمت الله فاضلی
دوره 6، شماره 4 ، زمستان 1394، ، صفحه 81-103
چکیده
در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با ...
بیشتر
در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با عشق و عمل، بهره وری آگاهانه از غرب و نه تقلید کورکورانه، شناخت سنت با دیدی تاریخی و نقد و تحلیل آن و تدوین ایدئولوژی اسلامی تأسیسی و استقراری به پشتوانه اجتهاد و امر به معروف و نهی از منکر، دیدگاه سروش در زمینه اسلام تحقیقی به جای اسلام تقلیدی، بهره وری از فقه پویا و دیدگاه رجایی در زمینه چگونگی تلفیق این عناصر و پرهیز از فروکاستن آنها به دیگری در شکل گیری رویکرد تلفیقی متوازن نقش اساسی ایفا می نماید. این رویکرد که در برابر رویکرد تلفیق افتراقی و نامتقارن قرار داد؛ به نسبتی متوازن و مکمل بین جنبه ایرانی، اسلامی و غربی فرهنگ ایران اشاره دارد و طی مراحل واکاوی(تجسسی تاریخی در ابعاد مختلف فرهنگ ایران) ، سنجش (شناخت نقاط قوت و ضعف) و بازسازی شکل می گیرد.
نعمتالله فاضلی؛ محدثه ضیاچی
دوره 5، شماره 3 ، پاییز 1393، ، صفحه 55-85
چکیده
هدف این پژوهش شناسایی برخی از معیارهای شهر دوستدار زن از نظر زنان متعلق به پایگاهها و گروههای مختلف اجتماعی است. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و کیفی است. روش مورد استفاده اتنوگرافی (مردمنگاری) و شیوة جمعآوری دادهها مصاحبة مسئلهمحور است. جمعیت آماری زنان 18 تا 50 سال ساکن تهراناند که طی پنج سال گذشته ساکن تهران بودهاند. ...
بیشتر
هدف این پژوهش شناسایی برخی از معیارهای شهر دوستدار زن از نظر زنان متعلق به پایگاهها و گروههای مختلف اجتماعی است. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و کیفی است. روش مورد استفاده اتنوگرافی (مردمنگاری) و شیوة جمعآوری دادهها مصاحبة مسئلهمحور است. جمعیت آماری زنان 18 تا 50 سال ساکن تهراناند که طی پنج سال گذشته ساکن تهران بودهاند. نمونهگیری غیراحتمالی و قضاوتی و حجم نمونه نوزده نفر است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که از نظر زنان مصاحبهشونده، با بهرهمندی از هشت ویژگی، تهران شهری دوستدار زن میشود: تهران امن، تهران راحت، تهران فعال، تهران مشارکتی، تهران فراغتی، تهران عادلانه، تهران زیبا، و تهران دوستدار کودک. علاوه بر این، دو متغیر ردة اجتماعی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی تفاوت چندانی در دیدگاههای زنان دربارة معیارهای شهر دوستدار زن ایجاد نمیکند، بلکه سه موقعیت خانهداری، اشتغال، و مادری است که تفاوتهایی در دیدگاهها، نیازها، و دغدغههای زنان در زندگی شهری ایجاد میکند.
حسن زینالصالحین؛ نعمتالله فاضلی
دوره 5، شماره 2 ، تابستان 1393، ، صفحه 55-81
چکیده
متفکران عرصۀ پساپدیدارشناسی میکوشند انسان، جهان، و فناوری را در رابطهای همبستهباهم قرار دهند و در نظر دارند نسبتی را مشخص کنند که فناوری میان انسان و جهان پیرامونش برقرار کرده است. دوربین عکاسی، در مقام فناوری و رسانهای فرهنگساز، به فراخور بافتی که در آن قرار میگیرد معانی اجتماعی و فرهنگی خاصی را نیز تولید ...
بیشتر
متفکران عرصۀ پساپدیدارشناسی میکوشند انسان، جهان، و فناوری را در رابطهای همبستهباهم قرار دهند و در نظر دارند نسبتی را مشخص کنند که فناوری میان انسان و جهان پیرامونش برقرار کرده است. دوربین عکاسی، در مقام فناوری و رسانهای فرهنگساز، به فراخور بافتی که در آن قرار میگیرد معانی اجتماعی و فرهنگی خاصی را نیز تولید میکند. در این مقاله سعی بر آن است به نقش فناورانۀ دوربین عکاسی در جامعه و فرهنگ ایران پرداخته شود. نگارنده در پی یافتن نسبتی است که عکاسی میان انسان و جهان پیرامونش برقرار کرده است، نسبتی که چرخشی فرهنگی را قطعیت بخشیده است، و میکوشد تحلیلی بر بنیان آرای دیرینهشناختی فوکو ارائه دهد تا بنیانهای معرفتشناختی این چرخش فرهنگی را نیز مشخص کند. نتایج حاکی از آن است که عکاسی به ایجاد نوعی جهانبینی مبتنی بر امور، پدیدهها، و مناسبتهای اینجهانی و دنیوی منجر شده و ایران را دستخوش نوعی نوگرایی فرهنگی کرده است.
سجاد فرجی؛ عبدالله گیویان؛ نعمتالله فاضلی
دوره 4، شماره 4 ، زمستان 1392، ، صفحه 105-138
چکیده
این مقاله با هدف ترسیم کیفیت بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در تلویزیون ایران، از طریق بررسی بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در سریال فاصلهها و با بهرهگیری از نظریات بازنمایی و انتقادی زندگی روزمره، انجام شده است. نتایج نشان میدهد که در سریال فاصلهها، بر اساس فن کلیشهسازی، برخوردی گزینشی و متعصبانه با زندگی روزمرة جوانان ...
بیشتر
این مقاله با هدف ترسیم کیفیت بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در تلویزیون ایران، از طریق بررسی بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در سریال فاصلهها و با بهرهگیری از نظریات بازنمایی و انتقادی زندگی روزمره، انجام شده است. نتایج نشان میدهد که در سریال فاصلهها، بر اساس فن کلیشهسازی، برخوردی گزینشی و متعصبانه با زندگی روزمرة جوانان صورت گرفته است و، ضمن گروهبندی جوانان به سنتی و مدرن، مرز میان «ما» و «آنها» مشخص شده است. دیدگاه مسلط سریال پُرکردن فاصلة ارزشی بین جوانان با همنسلان خود و پدرانِ آرمانگراست. سریال، با تبلیغ فرهنگی علیه جوانان، آنها را در موضع ضعف قرار میدهد و قصد سازماندهی زندگی روزمرة آنان را دارد. از سوی دیگر شاهد هستیم که، تحتتأثیر سیستم بر زیستجهان، کنش ارتباطی کنشگران جوانِ زندگی روزمره با همنسلان خود و نهادهای اجتماعی دچار اختلال گشته است؛ جالب آنکه هر کدام از نهادهای اجتماعی به شیوهای مشابه با مسائل زندگی روزمرة جوانان برخورد میکنند