سودابه یوسفی فضل؛ مصطفی مهرآیین؛ منصور وثوقی
چکیده
هدف اصلی این مقاله ارائه الگویی از سیر تحول سوژه مدرن (با تاکید بر نظریات دکارت و کانت)به سوژه پساساختارگرا و پسامدرن با توجه به دو بعد یکپارچگی و خودبنیادی سوژه در معنای کلاسیک آن و همچنین بررسی نسبت سوژه با امر اجتماعی در رویکرد نظری ژولیا کریستوا می باشد.سویه های اجتماعی نظریه کریستوا، او را از دیگر پساساختارگرایان و پیشگامان ...
بیشتر
هدف اصلی این مقاله ارائه الگویی از سیر تحول سوژه مدرن (با تاکید بر نظریات دکارت و کانت)به سوژه پساساختارگرا و پسامدرن با توجه به دو بعد یکپارچگی و خودبنیادی سوژه در معنای کلاسیک آن و همچنین بررسی نسبت سوژه با امر اجتماعی در رویکرد نظری ژولیا کریستوا می باشد.سویه های اجتماعی نظریه کریستوا، او را از دیگر پساساختارگرایان و پیشگامان نظری خود جدا میسازد.در این بررسی نظری به این مسئله میپردازیم که چگونه کریستوا به کشف ساختارهای ناهمگون در عرصه زبان، سوژه و جامعه در یک کلیت نظری میپردازد وچگونه از طریق مرکزیتزدایی در هر یک این عرصهها به بازیابی ابعاد اجتماعی، روانی و زبانی سوژه نائل میشود. نهایتا این مقاله به لزوم پیوند امر نشانهای و نمادین درهر یک از سطوح اجتماعی، روانی و زبانی و دررابطه پویای ذهن و زبان و جامعه پرداخته و شرح میدهد که چگونه مباحث نظری مرتبط با جایگشت نظام های نشانهای و نمادین میتواند راهگشای تبیین گفتمان هویتی و اجتماعی باشد.