محمد گنجی؛ احسان صنعتکار
چکیده
سرمایه فرهنگی یکی از مفاهیم مهمی است که در سالهای اخیر بهخصوص در ایران مورد توجه صاحبنظران علوم اجتماعی قرارگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناخت برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر میزان سرمایه فرهنگی در بین شهروندان کاشان است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری ...
بیشتر
سرمایه فرهنگی یکی از مفاهیم مهمی است که در سالهای اخیر بهخصوص در ایران مورد توجه صاحبنظران علوم اجتماعی قرارگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناخت برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر میزان سرمایه فرهنگی در بین شهروندان کاشان است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان شهرستان کاشان است که بین 373 نفراز آنان، پرسشنامه توزیع شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد میزان سرمایه فرهنگی شهروندان شهر کاشان درحد متوسط قرار دارد. بر اساس تحلیل تمیز (تشخیصی)، بعد اجتماعی - فرهنگی اوقات فراغت با 66/0 ، سپس بعد خانوادگی با 46/0 ، طبقه اجتماعی با 21/0 و در نهایت هویت فرهنگی با 15/0 توان تفکیک افراد برحسب سرمایه فرهنگی را دارند. همچنین بر اساس روش رگرسیون لجستیک اوقات فراغت اجتماعی فرهنگی، اوقات فراغت خانوادگی و سپس طبقه اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سرمایه فرهنگی شهروندان دارند.
علیرضا فرخی؛ جهانگیر جهانگیری
چکیده
عرصه فرهنگ یکی از حساسیت برانگیزترین عرصهها در ایران بعد از انقلاب اسلامی است. دولتها هم معمولاً متناسب با رویکرد فکری غالب خود گفتمان فرهنگی خاصی را در جهت گسترش هژمونیک سلطه خود ترسیم و ارائه میدهند از این رو شاهد گفتمانهای فرهنگی متفاوتی در بین دولتها هستیم، درایران بعد از انقلاب دولتها عمدتاً دو دوره فعالیت پیوسته ...
بیشتر
عرصه فرهنگ یکی از حساسیت برانگیزترین عرصهها در ایران بعد از انقلاب اسلامی است. دولتها هم معمولاً متناسب با رویکرد فکری غالب خود گفتمان فرهنگی خاصی را در جهت گسترش هژمونیک سلطه خود ترسیم و ارائه میدهند از این رو شاهد گفتمانهای فرهنگی متفاوتی در بین دولتها هستیم، درایران بعد از انقلاب دولتها عمدتاً دو دوره فعالیت پیوسته داشتهاند و در هر دو دولت معمولاً برنامههای فرهنگی دولتها در یک راستا میباشد و شاهد نوعی تداوم گفتمانی هستیم، اما در دولت نهم و دهم شاهد نوعی تغییر در گفتمان فرهنگی شخصیت های تاثیرگذار دولت به خصوص در عرصه فرهنگ هستیم و در واقع شاهد دو گفتمان با مفصل بندی متفاوت هستیم. این مقاله در قالب یک پژوهش کیفی و با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و موف به دنبال مفصلبندی گفتمانهای فرهنگی دولتهای نهم و دهم و همچنین مقایسه گفتمان فرهنگی این دو دولت میباشد یافته-های تحقیق حکایت ازتغییر در گفتمان فرهنگی دولت دهم در مقایسه با دولت نهم دارد. بر این اساس در دولت نهم (دولت مهروززی) شاهد حاکمیت نوعی گفتمان فرهنگی دینی مبتنی بر مدیریت اسلامی هستیم و دالهای اصلی آن صدور انقلاب، مقابله تهاجم فرهنگی، بازگشت به ارزشهای انقلاب، ممیزی فرهنگی و تاکید بر مسجد به عنوان کانون تحولات بنیادین میباشد. و در دولت دهم مدیریت فرهنگی جهانی به عنوان دال مرکزی برنامهها و ناکارامدی فقه، کرامت انسانی، دین جهانی، مکتب ایرانی، تبادل فرهنگی از دالهای اصلی مفصلبندی گفتمان فرهنگی میباشد
ناهید مؤید حکمت؛ آیدین باقری
چکیده
پژوهش حاضر به چرایی پیدایش وگونه شناسی گرافیتی یا دیوارنگاری غیر رسمی در فضای شهرهای ایران میپردازد. در این پژوهش گرافیتی به تمامی تصاویر یا حروف به کاربرده شده در اماکن عمومی بر روی سطوحی نظیر دیوارها یا پلها و … که برای عموم قابل رویت (گاهی نیز غیر قابل رویت) است گفته میشود. البته باید به این نکته توجه داشت که این نگارندگان ...
بیشتر
پژوهش حاضر به چرایی پیدایش وگونه شناسی گرافیتی یا دیوارنگاری غیر رسمی در فضای شهرهای ایران میپردازد. در این پژوهش گرافیتی به تمامی تصاویر یا حروف به کاربرده شده در اماکن عمومی بر روی سطوحی نظیر دیوارها یا پلها و … که برای عموم قابل رویت (گاهی نیز غیر قابل رویت) است گفته میشود. البته باید به این نکته توجه داشت که این نگارندگان هیچ مجوزی برای عرضه هنرخود درفضای عمومی از هیچ نهادی دریافت نمیکنند و به صورت خود جوش و با صرف هزینههای شخصی به آن میپردازند. این پژوهش برای نخستین بار به روش نظریه زمینهای انجام شده وبدین منظور در مدت زمان5 سال(از سال 1392 الی 1397 ) با 31 نفر از دیوارنگاران غیر رسمی در شهرهای تهران، شیراز ، مشهد، تبریز، مصاحبههای عمیق انجام شده است. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که پدیده دیوارنگاری غیر رسمی را می توان به دو گونه تفکیک کرد. اول : دیوارنگـاران خودبیانگر انگیزه اصلی این گروه از ترسیم دیوارنگاری غیر رسمی یا گرافیتی تولید هیجان، خودبیانگری ، دست یازیدن به یک کنش اجتماعی است و دوم : دیوارنگاران معترض .منظور گروه دیگری از جوانان ونوجوانان دیوارنگار است که آشکارا طالب حق خود بر شهرهستند و علاوه بر خود بیانگری، دیوارنگاری برایشان ابزاری است برای نقد وضع موجود جامعه ای که در آن زندگی می کنند.
سمیه توحیدلو؛ علیرضا ذاکری
چکیده
مسئله اصلی این مقاله مطالعه تعارضات درونی در سیاستگذاریهای فرهنگی در حوزه سبک زندگی در ایران پس از انقلاب است. این مسئله به کمک تحلیل محتوای برنامههای توسعه پس از انقلاب انجام شده است. مطالعه نتایج سیاستگذاری برنامههای توسعه نشان میدهد که «بیتوجهی به واقعیت جامعه» و «فقدان انسجام» را دو ویژگی اصلی این برنامههاست. ...
بیشتر
مسئله اصلی این مقاله مطالعه تعارضات درونی در سیاستگذاریهای فرهنگی در حوزه سبک زندگی در ایران پس از انقلاب است. این مسئله به کمک تحلیل محتوای برنامههای توسعه پس از انقلاب انجام شده است. مطالعه نتایج سیاستگذاری برنامههای توسعه نشان میدهد که «بیتوجهی به واقعیت جامعه» و «فقدان انسجام» را دو ویژگی اصلی این برنامههاست. این برنامهها همواره سرشتی «آرمانگرایانه» داشتهاند و بدون توجه به تحولات واقعی جامعه، معطوف به تحقق نظام ارزشی سیاستگذار بودهاند. در نتیجه همواره بخش مهمی از جامعه را نادیده گرفته و آنها را طرد کرده و علیه آنها سیاستگذاری کردهاند و به همان میزان با موفقیت کمتری روبهرو شدهاند. از سویی این برنامهها همواره از «فقدان انسجام» رنج میبردهاند. سرشت دوگانه حاکمیت، تنشی پایدار را در برنامهها نهادینه کرده که فقط در برنامه پنجم شاهد ناپدید شدن کامل آن هستیم. از سویی بیتوجهی به تاثیر و تاثرات دو میدان اقتصاد و فرهنگ بر روی یکدیگر سبب شده است که نتایج سیاستهای تعدیل اقتصادی یعنی رواج مصرفگرایی، تجمل، فساد گسترده در خصوصیسازی و شکلگیری طبقات صاحبسرمایهی نزدیک به حاکمیت که از سبک زندگی متفاوت از سبک زندگی و ارزشهای مطلوب حاکمیت برخوردار بودهاند، به طور مداوم سیاستهای مطلوب سیاستگذار حوزه فرهنگ را نقض کنند.
رضا روحانی؛ علی اکبر کجباف
چکیده
ایران در دوره صفویه بویژه درعهد شاه عباس اول ( 1038-978 ق / 1629-1571م ) رشد سیاسی، فرهنگی واقتصادی قابل توجهی را تجربه کرد.لذا با توجه به اهمیت اعتماد و سرمایه اجتماعی درتوسعه پایدار، در این جستار تلاش شده است با تکیه برنظریه اعتماد زتومکا، وضعیت سرمایه اجتماعی ایران اواخر دوره صفوی بررسی شده و به این پرسش پاسخ داده شود که آیا نظام اقتصادی ...
بیشتر
ایران در دوره صفویه بویژه درعهد شاه عباس اول ( 1038-978 ق / 1629-1571م ) رشد سیاسی، فرهنگی واقتصادی قابل توجهی را تجربه کرد.لذا با توجه به اهمیت اعتماد و سرمایه اجتماعی درتوسعه پایدار، در این جستار تلاش شده است با تکیه برنظریه اعتماد زتومکا، وضعیت سرمایه اجتماعی ایران اواخر دوره صفوی بررسی شده و به این پرسش پاسخ داده شود که آیا نظام اقتصادی ایران دوره صفویه امکان و ظرفیتهای فرهنگی-اجتماعی لازم جهت استمرار رونق اقتصادی و حتی گام نهادن در مسیر نظام سرمایه داری را داشته است ؟ بر این اساس در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخی از طریق بررسی و تحلیل شاخصه های اعتماد زتومکا، وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران دوره صفویه مورد واکاوی قرارگرفت. یافتههای این پژوهش نشان می دهد رواج ترکیبی از عوامل زمینه ای اجتماعی و فرهنگی همچون تقدیرگرایی، فساد مالی، رشوه، نفاق، حالگرایی و عدم خطر پذیری به عنوان کاهندههای اعتماد وسرمایه اجتماعی در این دوره عمل کردهاند. از این رو چنین می توان نتیجه گرفت که سرمایه اجتماعی پایین ظرفیت لازم را برای ورود ایرانیان به مدار توسعه فراهم نمی کرد.
داود زهرانی؛ علی ربانی خوراسگانی؛ رحمان شریف زاده؛ علی قنبری برزیان
چکیده
یکی از مباحث بسیار محبوب و شناختهشده در ادبیات جامعهشناسی نوین، رویکردهایی هستند که تحت عنوان "بیشازانسان" مطرح شدهاند. گسترهی این دیدگاهها بسیار وسیع هستند؛ از جامعهشناسی کلاسیک گابریل تارد و مونادولوژی او و نظریات دولوز و گتاری پیرامون اتصال و همپیوندی امور در جامعه، تا سلسله نظریات و رویکردهایی با عنوان مادیگرایان ...
بیشتر
یکی از مباحث بسیار محبوب و شناختهشده در ادبیات جامعهشناسی نوین، رویکردهایی هستند که تحت عنوان "بیشازانسان" مطرح شدهاند. گسترهی این دیدگاهها بسیار وسیع هستند؛ از جامعهشناسی کلاسیک گابریل تارد و مونادولوژی او و نظریات دولوز و گتاری پیرامون اتصال و همپیوندی امور در جامعه، تا سلسله نظریات و رویکردهایی با عنوان مادیگرایان جدید که توسط کسانی ازجمله هاراوی، باراد، برایدویتی و جان بنت نمایندگی میشوند، و در نهایت برخی از رویکردهای حیطه علموفنآوری و بهطورویژه نظریه کنشگر-شبکه، که مطرحترین چهره آن برونو لاتور است، همگی را میتوان در ذیل این رویکرد قرار داد. چیزی که تمامی این رویکردها را بههم نزدیک کرده است، گریز از عاملیتبخشیِ صرفاانسانی و نیل و میل بهسوی ارایهی عاملیتهای نامتجانس است که کنشگری در جامعه را محدود به انسان نمیدانند و همچنین همگی از دوگانگیهایی چون سوژه و ابژه، انسان و طبیعت، ساختار و عاملیت و... میگریزند. اما منظور از عاملیتهای نامتجانس چیست؟ پس از واکاوی مهمترین ابعاد این رویکردها، که با روش مطالعات اسنادی صورت گرفت، درنهایت با ارایه مدلی مفهومی، سعی میشود به این پرسش پاسخ داده شود. در میان اشتراکاتی که پیرامون مفهوم و چیستی عاملیت در تمامی این رویکردها میتوان برشمرد، تجانس و چند وجهی بودن مهمترین ویژگی آن است.